تبليغاتX
کوی نیک نامان


شهید آوینی : نصیحت كردن ديگران براي كسي كه خود محتاج نصيحت است چه فايده اي مي تواند داشته باشد؟


قصه کانال

(قصه ی کانال)

 

 

آی دونه دونه دونه

نون و پنیر و پونه

قصه بگم براتون

قصه ای عاشقونه

یه وقت نگین دروغه

یه وقت نگین که وهمه

اون که قبول نداره ...

نمی تونه بفهمه!

بریم به اون فصلی که اوج گرمی ساله

ماجرای قصه مون ... داخل یک کاناله

کانالی که تو این دشت

مثل قلب زمینه...

دور و بر این کانال

پراز میدون مینه

یه کانال که تو این دشت مثل قلب زمینه

فضای توی کانال...

ببین چه دلنشینه

اون یکی پا نداره... روی زمین افتاده

این یکی رو ببینید...چقدر قشنگ جون داده

رنگ و روی اون یکی از تشنگی پریده ...

همون که روی پاهاش ... سر دوتا شهیده

اونجا که نوزده نفر کنار هم خوابیدن...

ببین چقدر قشنگن ... تمامشون شهیدن

یکی ازش خون میره اما خیلی آرومه

فکر می کنم که دیگه کار اونم تمومه

مجتبی پا نداره ...

سر علی شکسته...

حمید دَمَر افتاده ...

مجید به خون نشسته ...

گلوله و گلوله ...

انفجار و انفجار...

پاره های بچه ها...

قاب شده رو دیوار ...

هرجا رو که می بینی ... دلاوری افتاده

هرجا جگرگوشه ی یه مادری افتاده

حالا تو بٌحت این دشت ...

از اون همه دلاور...

فقط رضا بود و من ...

آی قصه قصه قصه

اتل متل توتوله...

خمپاره و آرپی جی ...

نارنجک و گلوله ...

صورت مهدی رفته ...

مصطفی سر نداره ...

رضا نعره می کشید :

" خیز برو ... خمپاره"

این جمله توی گوشم مونده برا همیشه...

التماس رضا رو فراموشم نمیشه:

" الو الو کربلا ... پس نخودا چی شدن؟...

یاور2 به گوشم ... بچه ها قیچی شدن

کربلا ! کبوترا از تو قفس پریدن ...

ما آذوقه نداریم ...

مهمونامون رسیدن ...

کربلا جون به گوشی ! ...

جواب بده برادر ...

بیسیم اینطور جواب داد:

" الو به گوشی یاور ؟...

چیزی نداریم که تا سر سفره بذاریم ...

مفهمومه یاور2 ...؟

دیگه غذا نداریم...."

رضا منونگاه کرد ...

صورتشو تکون داد ...

بغضی کردش و بیسیم ...

از توی دستش افتاد...

عجب کربلاییه !!

نشون به اون نشونه ...

عطش نعره می کشه...

پنج روزه تشنمونه ...

پنج روزه که می جنگیم ...

کشته می شیم ... می میریم...

گلوله ها تمومه ...

ولی عقب نمی ریم!

رضا تشنه و زخمی ... زیر نور آفتاب

من از پی گلوله ...

دنبال یک قطره آب

هیچی پیدا نکردم ...

خسته شدم نشستم ...

برای چند لحظه ای ...

جفت چشامو بستم...

دیدم که تو یه باغی ... شهیدامون نشستن

می خندن و می خونن ...

درهای باغ رو بستن.

چه باغ با صفایی ...

درختا از جنس نور...

نهرهایی از عسل ...

کاخ هایی از بلور...

عجب باغ بزرگی ... چه باغ رنگارنگی!!

پر از صفا پراز عشق

عجب باغ قشنگی!!

بال های ملائک ... روی دست بچه ها

جام هایی از شراب... توی دست بچه ها

من و رضا از بیرون توی باغ رو می دیدیم

صدای بچه هارو این طوری می شنیدیم:

آهای آهای بچه ها ...

اینجا عجب حالیه!

همه هستن... ولی ... جای شما خالیه...

صدا پیچید تو عالم ...

 صدا رو می شنیدم...

یهو با یک صدایی از توی خواب پریدم...

رضا نعره می کشید ... :

"آهای آهای بسیجی ...!!!

تانکا دارن میرسن ...

بدو بدو آرپی جی

تانک بعثی خودش رو پشت کانال رسونده ..."

نعره کشیدم: "رضا !! :...

گلوله ای نمونده ..."

رضا سرش رو با بغض روی سجده میذاره ...

خشابی تو دستاشه ...

دست رو بالا میاره ...

دست رو میاره بالا ...

انگار داره جون میده ...

میزنه زیر گریه ... خشاب رو نشون می ده ...

میگه : "ببین خدایا ...

روحیه ها عالیه...

ولی چی کار باید کرد ...

خشابمون خالیه...

 

صداش یهو بند میاد ...

توی دست یک شهید ...

عین هو یک معجزه ...

یه گولّه آرپیجی دید...

 

رو به سوی اون شهید...

خندید و سر تکون داد ...

یواشی گفت:" مرتضی ... !"

گلوله رو نشون داد...

حرف اونو گرفتم ...

نگاهشو فهمیدم...

جون تازه گرفتم...

سوی شهید دویدم...

 

وناگهان صدایی ...

صدای سرد سوتی ...

و ناگهان خمپاره ...

و ناگهان سکوتی...

رضا یهو نعره زد:

" بی شرفا اومدن ...

ماسک بذار مرتضی ...

که شیمیایی زدند ..."

سینم پر از آتیش شد

چشمامو هم گذاشتم

حمله شیمیایی بود...

ماسک ولی نداشتم!

لبخند زدم و گفتم:

"ماسک ندارم رضا...!!!"

نعره کشید:

"حرف نزن...نفس نکش مرتضی!

چفیه ات رو آب بزن...

حمله شیمیاییه !!!"

گفتم:"داری جک می گی ؟!!

قمقمه ها خالیه !!!"

رضا پرید ماسکش رو گذاشت رو صورت من...

نعره کشیدم:"رضا ...!

ماسکت رو خودت بزن"

خندید و گفت:" مرتضی...!

من عازمم... بی خیال!"

من رو گذاشتش و رفت...

رفتش بالای کانال...

نفهمیدم چه چیزی قلب اونو می آزٌرد؟!

نفهمیدم برا چی پیرهنش رو درآورد؟!

رضا نعره می کشید:"بی شرفا !! با شمام...!

کانال هنوز مال  ماست...

بیاین بیاین ... من اینجام!!"

دوشکاچی از روی تانک اونو هدف گرفتش...

کار رضا تموم بود...

نعره کشید و گفتش:" بیاین بیاین ... من اینجام!!

گردان هنوز روی پاست...

بیاین بیاین ببینین ... کانال هنوز دست ماست!!!"

گلوله های دوشکا... هزار هزار ده هزار...

رضا دوید سوی تانک...

و ناگهان انفجار!

فضای توی کانال ز دود و گاز پرشد...

هیچی دیگه یادم نیست!!!!!!!

 

 

دست خط :مهدی87/04/10
لينك ثابت
خبر خبر خبر خبر

تابستان و به روز شدن ۲روز در میان وبلاگ نیک نامان

دست خط :مهدی87/04/03
لينك ثابت
خدایا غلط کردم...

شهید زنده است

مگر نه آنکه نشانه ی موجود زنده تاثیر گذاری آن است

پس چرا می گوییم شهید مرده است

 

چرا هوای شلمچه و دوکوهه و هویزه و طلاییه را نمی فهمیم؟

چرا با گوش دادن به صدای دلخراش جکسون ها و هیچکس ها صدای زیبا و دلنشین شهدا که از عمق تارخ ما را می خوانند را نمی فهمییم؟

چرا با نگاه کردن به نامحرمان چشم زیبا و پرارزش خود را به روی تیر زهرآلود شیطان می گشاییم؟

چرا به جای الگو قرار دادن آوینی ها و همت ها ... دست به دامان غرب شده ایم؟

چرا اونکه نسل سومیه و از هیچی این مملکت خبر نداره...برمیگرده به حضرت آقا و رییس جمهور و هفت جدشون فحش میده؟

چرا به فکر امام زمان خودمون نیستیم؟

دوست داریم گریه هاشو ببینیم؟

دوست داریم به خاطر گناهانی که می کنیم برامون گریه کنه و شونه هاش بلرزه؟

مگه خدا نگفته از چیزهای پاکیزه بخورید.... پس چرا به فرزندان خود لقمه ی نامشروع می دهیم که فردا آبرو خودمون و دینمون و کشورمون و .... برره.؟

حالا اون موقع که آخرین سنگ لحد رو میخوان بذارن .... مثلا فلان خواننده و فلان بی حجاب و فلان ... میخواد شب اول قبر تنهات نذاره؟

باور کنیم که خدایی هم هست... امام زمانی هم هست.... مرگی هم هست.... شب اول قبر و تنهایی هم هست.... آخرتی هم هست .... کارنامه اعمالی هم هست... بهشت و جهنمی هم هست....

وبدانیم که خود را جهنمی یا بهشتی فرض نکنیم.... به ثانیه های آخر زندگی هم امیدوار باشیم...

همین که بگیم خدایا غلط کردم کفایت میکنه

مگه خودش نگفته: ان الله غفور رحیم

                          ان الله یحب التوابین

 

این هم سخنرانی مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی پیرامون همین مسائل

 

دست خط :مهدی87/01/21
لينك ثابت
چرا ؟

چرا

راستی این رو بگم :

با یکی از بازدیدکنندگان این وبلاگ چت می کردم.... حرف به اینجا رسید که :

چرا خدا وقتی می خواد از جای خوب و پاداش و .... صحبت کنه ... از باغ و میوه و ... سخن میگه؟من این چیزا رو دوست ندارم !

حال از شما میخوام با نظرات خودتون جواب این بنده خدا رو بدید...

دست خط :مهدی87/01/21
لينك ثابت
نمایشگاه روضه رضوان

ادامه عکس های نمایشگاه شهرمون

غدیر خم

مناجات امام علی

ساخت کعبه

در ادامه مطلب


ادامه مطلب
دست خط :مهدی87/01/18
لينك ثابت
واقعا میشه ملاقت داشت ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

تشرف

آیا ملاقات امام زمان اصولا امکان پذیر است؟

نظرشما در این رابطه چیه؟؟(محبت کنید اگه خسته نمیشید نظرتون رو بذارید)

در مورد امكان ملاقات با امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه ـ ، ميان علماي شيعه اتفاق نظر وجود ندارد، در اين زمينه دو نظر عمده كه در مقابل هم مي باشد وجود دارد: 1. نظر مخالف. 2. نظر موافق. اين اختلاف نظر نيز مربوط به ملاقات در عصر غيبت كبري است.
قبل از اينكه به نقل ديدگاه ها و دلائل آن بپردازم، لازم است براي روشن شدن موضوع سؤال، نكته اي را در رابطه با انواع و حالات ملاقات، يادآور شوم تا محل اختلاف به خوبي مشخص شود و آن اينكه ارتباط با حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه ـ از نظر حالات، سه نوع مي باشد: ....

برای مشاهده ی کامل متن مقاله به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید


ادامه مطلب
دست خط :مهدی87/01/18
لينك ثابت
امام زمانی

این اولین مجموعه است. فقط و فقط هم صوت .اونم ازون قشنگاش

خیلی هم زود دانلود میشن.امتحان کنید....

مجموعه ی غدیر می نگریست سپیده دمان را ....

دعای فرج به همراه دکلمه

مو که افسرده حالم ..... چون ننالم ....

امشب دل بیدارم ... دارد سحری دیگر ...

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم ....

دعای فرج - جدید - بسیار زیبا

تو جان جهانی ... فدایت شوم ....

مهدی بیا... مهدی بیا

بخت امروز حلقه بر در بست ... - به همراه دکلمه

 

دست خط :مهدی87/01/17
لينك ثابت
افتتاح شد

 

خبر خبر خبر خبر خبر خبر

از این به بعد بهترین نواهای مذهبی در بخش نوا و نما

دست خط :مهدی87/01/17
لينك ثابت
بخون و بخند ......... دیو هفت سر

خنده

دیو هفت سر !!!!

با نعره ي مجتبی تمام بچه هایی که تو سنگرِ دم کرده خواب بودند، از جا پریدند. فرمانده هاج و واج گفت: «چه شده؟» ..........

بخون و بخند


ادامه مطلب
دست خط :مهدی87/01/17
لينك ثابت
نمایشگاه

خبر خبر

تو شهر ما (همدان) یه امام زاده داریم به اسم امام زاده عبدالله

الان دارن می سازنش. تو قسمت زیرین این امام زاده ی در حال ساخت... یک نمایشگاه گذاشتند

که خودم با موبایلم عکسشو گرفتم. براتون گذاشتم. امیدوارم خوشتون بیاد...

 داستان شبی که حضرت علی در بستر پیامبر خوابید

 

 کافران به دنبال پیامبر

دست خط :مهدی87/01/13
لينك ثابت
با امام زمان خود آشتی کنیم !!!!!!!

امام زمان

حال ما چه كنيم كه بتوانيم امام زمان خويش را بشناسيم و انس وارتباط حقيقي با آن حضرت برقرار نماييم؟

در اينجا به برخي از مهم‌ترين راه‌هاي آن اشاره مي‌نماييم:
1.تقوا 2. عشق و محبت به آن سرور.
تقوا به معناي ترس از پروردگار و نگهداري نفس مي‌باشد يعني اطاعت كامل از خداوند و فرمانبرداري از دستورات او كه خلاصه‌اش انجام واجبات و ترك محرمات مي‌شود، البتّه تقوا مراتبي دارد و اگر اين نردبان را آدمي تا آخرين پله‌اش طي كند به سعادت بزرگي دست خواهد يافت كه در نهايت به جايي مي‌رسد كه خداوند متعال مي‌فرمايد: اي بنده من اطاعتم كن تو را مثل خودم قرار مي‌دهم. من زنده هستم و نمي‌ميرم، تو را هم زنده قرار مي‌دهم و نمي‌ميري و من بي‌نياز هستم و محتاج نمي‌شوم، تو را هم بي‌نياز قرار مي‌دهم كه محتاج نمي‌شوي. من هر چه را اراده كنم تحقق پيدا مي‌كند، تو را هم به صورتي قرار مي‌دهم كه هر چه را بخواهي تحقق پيدا مي‌كند.
براي رسيدن به اين مرحله، علاوه بر انجام واجبات و ترك محرمات تا حد امكان بايد مستحبات را هم انجام دهد و از شبهات و مكروهات هم دوري كند.
تقوا سبب نورانيت و قرب به حضرت‌ولي‌عصر-عجل الله تعالي فرجه الشريف- و اتصال روحي با آن حضرت مي‌شود. در توقيع شريف امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف- به شيخ مفيد،‌‌امام مي‌فرمايد: «...پس هر فردي از شما عمل كند به آن چيزي كه به وسيله آن به محبت ما نزديك مي‌شود و دوري كند از آن چيزهايي كه به وسيله آن به اكراه و خشم ما نزديك مي‌شود. پس به درستي كه امر ظهور ما يك دفعه و ناگهاني است، در وقتي كه توبه براي فرد، نفعي ندارد و نجات نمي‌دهد او را از عقاب ما، پشيماني بر رفتارهاي ناپسند. خداوند شما را با الهامات غيبي خود ارشاد و توفيقات خويش را در سايه رحمتش نصيب شما فرمايد».
پس آنچنان كه از كلمات گهربار آن وجود مقدس دانسته مي‌شود، تنها چيزي كه نمي‌گذارد به آن حضرت نزديك شويم ، اعمال سوء و گناهان ماست كه آن مولا را ناراحت مي‌سازد در حقيقت علّت اصلي اين حجاب بين ما و آن حضرت در خود ماست. معصيت خدا سبب مي‌شود كه دل و قلب انسان از محبت خاندان وحي خالي گردد و بُعد روحي و جسمي از آقا امام زمان -عجل الله تعالي فرجه الشريف- پيش آيد و اعمال شايسته ما، اين اتصال روحي با امام را از بين برده و سبب دور شدن ما از آن وجود مقدس مي‌گردد.
در تشرف علي بن ابراهيم بن مهزيار، امام زمان -عجل الله تعالي فرجه الشريف- همين نكته را باز تذكر نموده‌اند كه پسر مهزيار نقل مي‌كند كه پس از توسلات عديده‌اي در يك سفر در جستجوي آن وجود مقدس به مكه مشرف مي‌شود، شبي در مسجدالحرام مقابل درب كعبه شخص وارسته‌اي را مي‌بيند كه پس از سلام و معرفي خود، به اين‌كه از سوي حضرت مأمور بردن پسر مهزيار به جهت پابوسي حضرت بقيه الله -عجل الله تعالي فرجه الشريف- است، از پسر مهزيار مي‌پرسد: چه چيزي را طلب مي‌كني اي ابالحسن؟
گفتم: امامي كه محجوب و مخفي از عالم است.
گفت: او از شما پوشيده و مخفي نيست و لكن اعمال بد شما او را از شما پوشانده و مخفي ساخته است.
وقتي آن شخص پس از مقدماتي، عتي بن مهزيار را خدمت حضرت صاحب الامر -عجل الله تعالي فرجه الشريف- مي‌برد حضرت در قسمتي از سخنانشان خطابه به او مي‌فرمايد: اي ابوالحسن شب و روز توقع و انتظار آمدن تو را داشتم، چه چيز آمدنت را نزد ما تأخير انداخت؟
پسر مهزيار در جواب مي‌گويد: اي آقاي من تا الان كسي را نيافته بودم كه مرا راهنمايي كند.
حضرت فرمودند: كسي را نيافتي كه راهنمائيت كند؟!
آنگاه با انگشتان مباركشان بر روي زمين فشار دادند و سپس فرمودند: و لكن شما اموالتان را زياد نموديد، ضعفاء مؤمنين را دچار حيرت ساختيد و بين خود قطع رحم نموديد پس الان براي شما چه عذري مانده است؟
پس مهم‌ترين عامل،كه موجب ايجاد انس با مولايمان امام زمان -عجل الله تعالي فرجه الشريف- و از بين رفتن موانع بهره‌مندي از فيض حضور آن حضرت مي‌گرددتقوا،پرهيزكاري و ترك محرمات و انجام واجبات الهي است.
امر دوّم براي نزديك شدن به محضر مبارك امام زمان -عجل الله تعالي فرجه الشريف- عشق به آن حضرت و ايجاد محبت در خود نسبت به آن مقام مقدس مي‌باشد. در حديث گرانبهايي كه در مورد رابطه قلبي بين امام معصوم و شيعه، مضامين زيبايي در آن نقل گرديده است، راوي سؤال مي‌كند: «آيا شما براي من دعا مي‌نماييد؟ امام رضا-عليه السلام- مي‌فرمايد: آيا تو غير از اين را گمان مي‌كني؟ راوي جواب مي‌گويد: خير و سپس حضرت مي‌فرمايد:
اگر خواستي كه دريابي كه مقام محبت من با تو و اهتمام داشتن من در امر تو چقدر است، پس به قلب خود نظر كن و ببين كه در قلبت و در كارهايت چقدر به من محبت داري و به فكر من هستي؟»
اين يك قاعده كلي است كه هر قدر شما به شخصي نزديك باشيد و او را دوست داشته باشيد او هم شما را به همان مقدار دوست خواهد داشت لذا امام در حديث مي‌فرمايند كه به خود نظر كن و آنگاه درجه محبت خويش را نسبت به ما بسنج. پس بدان به همان مقداري كه تو به ياد ما هستي ما هم به ياد تو هستيم.
گاهي مي‌شود محّب و عاشق، از يك دوستي عادي گام فراتر مي‌گذارد به گونه‌اي كه محبوب و معشوق را بيش از خود دوست دارد و او را با همه دنيا عوض نمي‌كند و حاضر است جان را فدايش كند و اوامرش را بي چون و چرا، اجرا كند در اين صورت مقام محبت و مودت به آخرين درجه خود مي‌رسد كه شايد قابل وصف نباشد، وقتي چنين حالت و رابطه‌اي بين عاشق و معشوق پديد آمد، هيچ چيز نمي‌تواند مانع اتصال گردد و هيچ سدي نمي‌تواند در برابر عاشق بايستد. از آن طرف هم وقتي محبوب اين حالت محب را مشاهده مي‌كند در لطف و مهرورزيدن نسبت به محب كوتاهي نمي‌كند او را در سراي خويش ميهمان مي‌نمايد و پذيرايي و ميهمان‌نوازي از او را به حد اعلي مي‌رساند از او مي‌خواهد كه در كنارش براي هميشه بماند تا اين حالت محبت و دوستي از بين نرود.
اگر اين حالت علاقه با نهايت درجه‌اش در قلب و روح انسان پديد آمد كه امام و آقا و مولاي خود را بيش از خويش بخواهد و حاضر باشد كه جان در راه او دهد و موانع دنيايي نتواند در مقابلش بايستد، البتّه از طرف آن حضرت عناياتي كه نمي‌توان مثل و مانند آن عنايات و محبت‌ها را در دنيا يافت، به او خواهد شد.
اگر دل از علائق كنده باشي به منزل بار خود افكنده باشي
البتّه وسائل و راه‌هاي ديگري هم وجود دارد كه مي‌تواند موجب قرب و نزديك شدن به آن حضرت گردد كه به مهم‌ترين آنها اشاره مي‌گردد:
1. معرفت و شناخت در حد امكان، از آن چهارده نور تابناك خصوصاً حضرت بقيه الله -عجل الله تعالي فرجه الشريف- .
2. به ياد آن حضرت بودن در همه اوقات.
3. انتشار دادن نام و ياد آن حضرت در بين مردم.
4. عظيم شمردن نام آن وجود مقدس.
5. گريه و ناله در دوري از آن امام و حزن و اندوه در غربت او.
6. دعا براي تعجيل فرج در هر صبح و شام در اوقات اذان كه در توقيع شريف فرمودند: و اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم «براي تعجيل ظهور زياد دعا نماييد كه همانا آن(دعا كردن) موجب گشايش در امور و رهايي شما است.»
7. هديه نمودن ثواب عبادات به آن حضرت .
8. قرائت قرآن و عمل به آن و هديه ختم قرآن به آن وجود مقدس و مبارك.
9. توجه به خواندن زيارت عاشورا و زيارت جامعه كبيره و نماز شب كه همانا استمرار بر آن‌ها،آثاري بس شگفت‌انگيز دارد.
10. زيارت نمودن آن حضرت به ادعيه‌اي كه در خصوص آن بزرگوار وارد گرديده است.
11. انفاق مال در راه و صدقه دادن براي سلامتي و تعجيل در ظهور آن حضرت.
12. عزاداري و گريه در مصيبت جد بزرگوارش امام حسين ـ عليه السّلام ـ و عمه‌اش زينب-عليها السلام-.
13. دوست داشتن خوبان و شيعيان مخلص و محبان واقعي آن حضرت و احترام گذاشتن به آن‌ها.
14. ياري رساندن به شيعيان آن حضرت و رفع مشكلات دوستان آن بزرگوار.
البتّه از اين نكته نبايد غافل شد كه ارتباط وانس با حضرت ولي عصرامام زمان -عجل الله تعالي فرجه الشريف- اعم از ملاقات مي‌باشد و مي‌تواند جلوه‌هاي ديگري از جمله خواب، ارتباط قلبي و... داشته باشد .
خدايا توفيق درك انس و محبت مولايمان امام زمان -عجل الله تعالي فرجه الشريف- و توفيق زيارت آن حضرت را به ما آن عنايت فرما و ما را از سربازان و ياوران مخلص آن حضرت مقرر گردان «آمين يا رب العالمين»

دست خط :مهدی87/01/08
لينك ثابت
اقدامات اولیه بعد از ظهور

 

برخی از افراد می پرسند که امام زمان بعد از ظهور مبارک خود چه می کنند؟

بعضی فکر می کنند :" هرچه گناهکار باشد را هلاک می کنند."

درستی یا نادرستی ای تفکر و دانستن اقدامات اولیه ی آقا بعد از

ظهور را در ادامه مطلب حتما بخوانید...


ادامه مطلب
دست خط :مهدی87/01/08
لينك ثابت
علاییم حتمی ظهور آقا
 

ظهور

علائم حتمي، علائمي هستند كه پيش از ظهور حتما اتفاق خواهند افتاد. با ظهور اين علائم، مردم متوجه نزديك شدن، و به پايان رسيدن شب سيه و ظلماني مي شوند و پس از آن حضرت ظهور مي فرمايند و جهان را با عدالت و حكومت خود، از ظلمها و بديها مي رهانند.
در اينجا به تبيين برخي از علائم حتمي ظهور مي پردازيم :


ادامه مطلب
دست خط :مهدی87/01/08
لينك ثابت
توبه و گناه

برای ترک از گناهان چه کنیم

آیت الله بحجت می فرمایند

f

1- چگونه می توانم پاک و طاهر شوم در حالی که قبلاً به انجام معاصی کبیره مبتلا بودم، البته پشیمان هستم، چگونه می توانم اثرات سوء گناهان گذشته را از خود دور کنم؟
ج: بسمه تعالی- « التائب من الذنب کمن لا ذنب له » باید توبه حقیقیه را با تمام لوازمش عملی نماییم تا آثار معاصی بالکلیه رفع شود.

f

۲- با نذر و قسم، تصمیمات اخلاقی می گیرم، بعد از مدتی عزمم سست می شود و شکست می خورم، چه کنم؟

ج: یک دقیقه خود را در یاد خدا دیدید، اختیاراً خود را منصرف ننمایید؛ و به انصراف و غفلت غیر اختیاری، اهمیت ندهید.

f

3- زیاد مرتکب معاصی می شوم و هر چه تلاش می کنم، موفق نمی شوم.

ج: بسمه تعالی- نقل شده از أحد الحسینین قدس سرهما ( یعنی الخلیلی و النوری ) که برای این مقصود، حمد و سوره، اهدا شود برای مدفونین از مؤمنین و مؤمنات در مشاهد ثمانیه مشرفه: «حرمین شریفین»، «نجف اشرف»، « کربلای مشرفه»، و«الکاظمیه المشرفه» و «سامراء المشرفه» و «المشهد الرضوی المشرف» و «قم المشرفه» و حمد و سوره برای مدفونین در سائر مشاهد مشرفه.

 

دست خط :مهدی87/01/07
لينك ثابت
تهذیب نفس ..... شرط درک امام زمان ‍"عج"
تهذیب نفس 

« روزی آقای بهجت فرمودند: در تهران استادروحانیی بود که لُمعَتین را تدریس می کرد، مطلع شد که گاهی از یکی از طلاب و شاگردانش که از لحاظ درس خیلی عالی نبود، کارهایی نسبتاً خارق العاده دیده و شنیده می شود.
روزی چاقوی استاد ( در زمان گذشته وسیله نوشتن قلم نی بود، و نویسندگان چاقوی کوچک ظریفی برای درست کردن قلم به همراه داشتند ) که خیلی به آن علاقه داشت، گم می شود و وی هر چه می گردد آن را پیدا نمی کند و به تصور آنکه بچه هایش برداشته و از بین برده اند نسبت به بچه ها و خانواده عصبانی می شود، مدتی بدین منوال می گذرد و چاقو پیدا نمی شود. و عصبانیت آقا نیز تمام نمی شود.
روزی آن شاگرد بعد از درس ابتداءً به استاد می گوید:
« آقا، چاقویتان را در جیب جلیقه کهنه خود گذاشته اید و فراموش کرده اید، بچه ها چه گناهی دارند. » آقا یادش می آید و تعجب می کند که آن طلبه چگونه از آن اطلاع داشته است.

از اینجا دیگر یقین می کند که او با (اولیای خدا) سر و کار دارد، روزی به او می گوید: بعد از درس با شما کاری دارم. چون خلوت می شود می گوید: آقای عزیز، مسلم است که شما با جایی ارتباط دارید، به من بگویید خدمت آقا امام زمان(عج) مشرف می شوید؟
استاد اصرار می کند و شاگرد ناچار می شود جریان تشرف خود خدمت آقا را به او بگوید. استاد می گوید: عزیزم، این بار وقتی مشرف شدید، سلام بنده را برسانید و بگویید: اگر صلاح می دانند چند دقیقه ای اجازه تشرف به حقیر بدهند.

مدتی می گذرد و آقای طلبه چیزی نمی گوید و آقای استاد هم از ترس اینکه نکند جواب، منفی باشد جرأت نمی کند از او سؤال کند ولی به جهت طولانی شدن مدت، صبر آقا تمام میشود و روزی به وی می گوید: آقای عزیز، از عرض پیام من خبری نشد؟ می بیند که وی ( به اصطلاح ) این پا و آن پا می کند. آقا می گوید: عزیزم، خجالت نکش آنچه فرموده اند به حقیر بگویید چون شما قاصد پیام بودی ( و ما علی الرسول إلا البلاغ المبین )
آن طلبه با نهایت ناراحتی می گوید آقا فرمود: لازم نیست ما چند دقیقه به شما وقت ملاقات بدهیم، شما تهذیب نفس کنید من خودم نزد شما می آیم. »

دست خط :مهدی87/01/07
لينك ثابت
توجه حضرت فاطمه زهرا به فرزندان خود
حضرت زهرا

 

« روزی آقای بهجت فرمودند یکی از ثروتمندان رشت که در نجف اشرف ساکن بود دختر خود را به ازدواج یک روحانی سید که خیلی فقیر بود در آورد، از آنجایی که خانم در خانواده ثروتمند بزرگ شده بود به هیچ وجه حوصله غذا درست کردن برای آقا را نداشت. شبی حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را در خواب دید، حضرت به او فرمود: دخترم، چرا با پسرم خوشرفتاری نداری و برای او غذا درست نمی کنی؟ وی در خواب جواب داد که من حال غذا درست کردن برای این آقا را ندارم. حضرت اصرار کردند و او همان جمله را تکرار کرد.
تا اینکه حضرت زهرا علیها السلام فرمودند: شما فقط مواد لازم خورشت را آماده بکن و داخل قابلمه بریز و روی چراغ بگذار، لازم نیست که دستکاری کنی.
در این هنگام از خواب بیدار شد و تعجب کرد، بعد به عنوان امتحان همان کار را انجام داد، وقت ظهر یا شام وقتی سرپوش را از قابلمه برداشت دید غذا آماده است و عطر خورشت خانه را معطر کرد. وی همواره به این صورت غذا می پخت و حتی روزی مهمان داشتند مهمان گفت من در طول عمرم اینطور غذا نخورده ام.
تعجب اینکه آن خانم با اینکه این کرامت را بارها می دید، باز حوصله درست کردن غذا را نداشت. »

دست خط :مهدی87/01/07
لينك ثابت